موزیک ویدیو با زیرنویس ، دانلود موزیک ویدیو ، موزیک ویدیو جدید

سابریکا ، لذت درک موسیقی

سابریکا ، اولین مرجع موزیک ویدیو با زیرنویس . ما بهترین ها را برای شما انتخاب می کنیم !

تبلیغات

اشتراکی فیفا 23 ✅

موزیک ویدیو Mockingbird از Eminem با زیرنویس فارسی و انگلیسی
دفعات اجرا شده: 2508 | ارسال توسط: می 10, 2023
موزیک ویدیو Mockingbird از Eminem با زیرنویس فارسی و انگلیسی

موزیک ویدیو Mockingbird از Eminem با زیرنویس فارسی و انگلیسی


⚠️ این آهنگ رو به دخترش تقدیم کرده و از اون عذر خواهی کرده. امینم قبول میکنه که بزرگ شدن با تصویر رسانه‌ای‌ اش و مشکل مواد مخدر کیم اسکات (همسر سابقش) باعث شد دخترش که کودکی دشواری داشته باشه البته فقر آنها در ابتدای کودکی رو هم قبول داره. این آهنگ یک روایت شخصی از رابطه اش با همسر و دخترش است. منتقدان این آهنگ را به دلیل شعر آن تحسین کردند. ورس دوم در مورد مشکلات مربوط به طلاق کیم و امینم و شروع شهرت امینمه . . .


Eminem – Mockingbird

Yeah, I know sometimes things
may not always make sense
آره، گاهی اوقات میدونم که
مسائل ممکنه همیشه الآن برات

to you right now, but hey,
what daddy always tell you?
خوب پیش نرن، ولی ببین
بابایی همیشه چی بهت میگفت؟

Straighten up little, soldier.
سرت رو بالا بگیر، سرباز کوچولو
طعنه ای میزنه به اینکه با مسائلی که امینم و همسرش)
(تو خونه داشتن، فضای خونه مثل میدون جنگ بوده

Stiffen up that upper lip.
خم به ابروهات نیار

What you crying about?
برای چی داری گریه میکنی؟

You got me.
فهمیدی چی گفتم

♪ Hailie, I know you miss your mom ♪
هیلی، میدونم که دلت برای مادرت تنگ شده

♪ And I know you miss
your dad when I’m gone ♪
و میدونم که دلت برای بابات وقتی میرم هم تنگ میشه

♪ But I’m trying to give you
the life that I never had ♪
ولی من دارم تلاش میکنم زندگی ای رو که
خودم هیچوقت نداشتم بهت بدم

♪ I can see you’re sad ♪
میتونم ببینم که ناراحتی

♪ Even when you smile ♪
حتی وقتی لبخند میزنی

♪ Even when you laugh ♪
حتی وقتی میخندی

♪ I can see it in your eyes ♪
میتونم از ته چشمات بخونم

♪ Deep inside, you wanna cry ♪
که میخوای گریه کنی

♪ ‘Cause you’re scared ♪
چون ترسیدی

♪ I ain’t there? Daddy’s
with you in your prayers ♪
یعنی چی که من پیشت نیستم؟
بابایی توی دعاهات با توعه

♪ No more crying, wipe them tears ♪
گریه بی گریه، اشک هاتو پاک کن

♪ Daddy’s here ♪
بابایی اینجاست

♪ No more nightmares ♪
دیگه کابوس هات از بین میرن

♪ We gonna pull together
through it ♪ ♪ We gon’ do it ♪
قراره که دست به دست هم از این شرایط بگذریم
همینکارو میکنیم

♪ Laney, uncle’s crazy ain’t he? ♪
لینی، عمو واقعا دیوونه است، مگه نه؟

♪ Yeah but he loves you girl
and you better know it ♪
آره، ولی عمو عاشقته، و
بهتره که اینو بدونی

♪ We’re all we got in this world ♪
ماها تو دنیا فقط همینا رو داریم و بس

♪ When it spins ♪
وقتی شرایط طبق مراد نیست

♪ When it swirls ♪
وقتی شرایط تغییر میکنه

♪ When it whirls ♪
وقتی شرایط سردرگم کننده است

♪ When it twirls, two
little beautiful girls ♪
وقتی شرایط پیچیده میشه
دو تا دختر خوشگل کوچولو رو میبینم

♪ Looking puzzled, in a daze ♪
که گیج شدن و مات و مبهوتن

♪ I know it’s confusing you ♪
میدونم که داری گیج میشی

♪ Daddy’s always on the move ♪
که بابایی همیشه درحال سفره

♪ Mama’s always on the news ♪
مامان هم توی اخباره

♪ I try to keep you sheltered from it ♪
من سعی میکنم که تو رو از این شرایط حفظ کنم

♪ But somehow it seems, the
harder that I try to do that ♪
ولی یجورایی بنظر میرسه که
هر چی بیشتر تلاش میکنم اینکارو بکنم

♪ The more it backfires on me ♪
بیشتر ترکشش بهم میخوره

♪ All the things, growing up ♪
تمام جزئیات تجاربم، بزرگ شدن

♪ As daddy that he had to see ♪
همونطور که بابایی مجبور بود تجربه کنه

♪ Daddy don’t want you to see ♪
بابایی ازت نمیخواد که اونا رو ببینی

♪ But you see just as much as he did ♪
ولی تو هم به اندازه بابایی اونا رو تجربه کردی

♪ That we did not plan it to be this way ♪
ولی ما نمیخواستیم اینجوری پیش بره

♪ You’re mother and me ♪
مادرت و من

♪ But things have got so bad between us ♪
ولی میونه ما اونقدر بد شد

♪ I don’t see us ever being ♪
که من، ما دو تا رو بیشتر از هر موقعی

♪ Together ever again ♪
جدا از هم میدونم

♪ Like we used to be when was teenagers ♪
مثل همون شرایطی که تو نوجوانی داشتیم
(امینم و همسرش کیم از 15 سالگی باهم دیگه بودن)

♪ But then of course ♪
ولی خب البته

♪ Everything always happens for a reason ♪
هر چیزی همیشه برای دلیلی اتفاق میفته

♪ I guess it was never meant to be ♪
فکر میکنم که هیچوقت قسمت نبود باهم باشیم

♪ But it’s just something ♪
♪ We have no control over ♪
ولی این چیزیه که هیچ
کنترلی روش نداریم

♪ And that’s what destiny
is ♪ ♪ But no more worries ♪
و سرنوشت هم همینه
ولی نگرانی دیگه بسه

♪ Rest your head and go to sleep ♪
به ذهنت استراحت بده و برو بخواب

♪ Maybe one day we’ll wake up ♪
شاید یروز همگی بیدار شیم

♪ And this will all just be a dream ♪
و این اتفاقا همش یه رویا بوده باشه

♪ Now hush little, baby, don’t you cry ♪
الآن هم ساکت باش، عزیز دلم
نکنه گریه کنی

♪ Everything’s gonna be alright ♪
همه چیز قراره درست بشه

♪ Stiffen that upper lip up little, lady ♪
خم به ابروهات نیار، خانم کوچولو

♪ I told ya, daddy’s here to hold ya ♪
بهت گفتم که، بابایی اینجاست تا تو بغلش نگهت داره

♪ Through the night ♪
توی طول تموم شب

♪ I know mommy’s not here right
now and we don’t know why ♪
میدونم که مامانی الآن اینجا نیست
و ما هم نمیدونیم چرا

♪ We feel how we feel inside ♪
ما چیزی که احوال دلمونه رو احساس میکنیم

♪ It may seem a little
crazy, pretty baby ♪
ممکنه یکم اغراق آمیز بنظر بیاد، دختر خوشگلم

♪ But I promise, Mama’s gonna be alright ♪
ولی قول میدم، مامان قراره حالش خوب شه

♪ It’s funny ♪
خنده داره

♪ I remember back one year
when daddy had no money ♪
سالی رو بیاد میارم که بابایی هیچ پولی نداشت
سال 1996 که امینم رپ میکرد اما هنوز شغل)
(قبلیش یعنی آشپزی رو بعنوان شغل اصلیش داشت

♪ Mommy wrapped the
Christama’s presents up ♪
مامانی هدایای کریسمس رو پیچید

♪ And stuck them under the tree ♪
و زیر درخت جاشون داد

♪ And said some of them were from me ♪
و گفت بعضیاشون از طرف بابایی ان

♪ ‘Cause daddy couldn’t buy ’em ♪
چون بابایی نمیتونست چیزی بخره
اونموقع بچه امینم یکساله بود اما امینم بازم بخاطربی پولی اون زمانش)
(که نتونست هدیه برای بچه اش بخره خودشو سرزنش میکنه

♪ I’ll never forget that Christmas ♪
هیچ موقع اون کریسمس رو فراموش نمیکنم

♪ I sat up the whole night cryin’ ♪
تموم شبو نشستم و گریه کردم

♪ ‘Cause daddy felt like a bum ♪
چون بابایی احساس بی عرضگی میکرد

♪ See daddy had a job ♪
میدونی بابایی یه شغل داشت

♪ But his job was to keep the food ♪
ولی شغلش طوری بود که نون سر سفره

♪ On the table for you and mom ♪
برای تو و مامان بیاره

♪ And at the time every
house that we lived in ♪
و اون زمان هر خونه ای که توش زندگی میکردیم

♪ Either kept getting
broken into and robbed ♪
یا ازش دزدی میکردن

♪ Or shot up on the block ♪
یا توی محله اش تیراندازی میشد

♪ And your mom, was saving money ♪
و مادرت همونزمان داشت برات

♪ For you in a jar trying to
start a piggy bank for you ♪
داخل یه قلک برات پول پس انداز میکرد

♪ So you can go to college ♪
تا تو بتونی بری دانشگاه

♪ Almost had a thousand dollars ♪
تقریبا هزار دلاری توش بود

♪ Till someone broke in and stole it ♪
تا اینکه ینفر اومد تو خونه و اونو دزدید

♪ And I know it hurt so bad,
it broke your mama’s heart ♪
و میدونم که خیلی دردناک بود
چون قلب مامانت رو شکوند

♪ And it seemed like
everything was just starting ♪
و همه چیز جوری بنظر میرسید که انگار

♪ To fall apart ♪
داره از هم شروع به پاشیدن میکنه

♪ Mom and dads was arguing a lot ♪
مامان و بابا زیاد باهم دعوا میکردن

♪ So mama moved back on
the Chalmers (indistinct) ♪
“پس مامان هم برگشت به “چالمرز
در ایالت میشیگان مردم عادت دارند به جای صدا زدن)
(نام اصلی خیابانها، از نام های معروف استفاده کنند

♪ In the flat ♪
توی یه آپارتمان نقلی

♪ One bedroom apartment ♪
تک خوابه

♪ And dad moved back to the
other side of 8 mile on Novarra ♪
و بابا برگشت به اون سمت
“جاده “8 مایل” توی “نووارا
امینم فیلمی را به نام 8 مایل ساخت که اشاره داشت به)
مرزی بین دو بخش دیترویت مرفه نشین و دیترویت فقیر
(که جاده 8 مایل از میان آن میگذشت

♪ And that’s when daddy went
to California with his CD ♪
و اون زمانی بود که بابایی با سی دیش رفت به کالیفرنیا

♪ And met Dr. Dre and flew
you and Mama out to see me ♪
و با دکتر دره آشنا شد و تو و مامان
رو آورد پیش خودش تا منو ببینین

♪ But daddy had to work ♪ ♪
You and mama had to leave me ♪
ولی بابایی مجبور بود کار کنه
تو و مامان مجبور بودین از پیش من برین

♪ Then you started
seeing daddy on the TV ♪
و بعدش هم تو هم شروع کردی
به دیدن بابایی توی تلویزیون

♪ And mama didn’t like it ♪
و مامان هم از این خوشش نمیومد

♪ And you and Laney were
too young to understand it ♪
و تو و لینی هم خیلی کوچکتر از اونی
بودین که متوجه برنامه بشین

♪ Papa was a rolling stone ♪
بابا یه “رولینگ استون” بود
کسی که زیاد مسافرت میکنه، همچنین اشاره داره به مجله)
(آمریکایی رولینگ استون که امینم زیاد رفته روی جلد اصلیش

♪ Mama developed a habit ♪
مامان هم یه عادتی رو شروع کردن
(کیم در اون سالها شروع به مصرف مواد کرد)

♪ And it all happened too
fast for either one of us ♪
و تموم این اتفاقا برای جفتمون خیلی سریع اتفاق افتاد

♪ To grab it, I’m just
sorry you were there ♪
فقط من متاسفم که تو هم اونجا بودی

♪ And had to witness it first hand ♪
و مجبور بودی بعنوان اولین نفر
اون اتفاقا رو ببینی

♪ ‘Cause all I ever wanted to
do was just make you proud ♪
چون تموم چیزی که میخواستم این بود
که تو رو سربلند کنم

♪ Now I’m sittin’ in this
empty house, just reminiscin’ ♪
الآن توی این خونه خالی نشستم
و دارم تجدید خاطرات میکنم

♪ Looking at your baby
pictures, it just trips me out ♪
به عکس های بچگیت نگاه میکنم
این قضیه خیلی تکونم میده

♪ To see how much you both have grown ♪
که میبینم شما دوتا چقدر بزرگ شدین

♪ It’s almost like your sisters now ♪
بیشتر بنظر میرسه که شما دوتا برای
همدیگه مثل خواهر میمونین

♪ Wow, I guess you pretty much are ♪
آره، حدس میزنم همینطوری هم باشه

♪ And daddy’s still here ♪
و بابایی هم هنوز اینجاست

♪ Laney, I’m talking to you too ♪
لینی، من با تو هم حرف میزنم عزیزم

♪ Daddy’s still here ♪
بابایی هنوز اینجاست

♪ I like the sound of that, yeah ♪
من صدای این جمله رو خیلی دوست دارم

♪ It’s got a ring to it, don’t it? ♪
واقعا واسه خودش طنینی داره، نه؟

♪ Shhh, mama’s only gone for the moment ♪
آروم باش، مامان فقط برای
چند لحظه رفته و زود میاد

♪ Now hush little, baby, don’t you cry ♪
الآن هم ساکت باش، عزیز دلم
نکنه گریه کنی

♪ Everything’s gonna be alright ♪
همه چیز قراره درست بشه

♪ Stiffen that upper lip up little, lady ♪
خم به ابروهات نیار، خانم کوچولو

♪ I told ya daddy’s here to hold ya ♪
بهت گفتم که، بابایی اینجاست تا تو بغلش نگهت داره

♪ Through the night ♪
توی طول تموم شب

♪ I know mommy’s not here right
now and we don’t know why ♪
میدونم که مامانی الآن اینجا نیست
و ما هم نمیدونیم چرا

♪ We feel how we feel inside ♪
ما چیزی که احوال دلمونه رو احساس میکنیم

♪ It may seem a little
crazy, pretty baby ♪
ممکنه یکم اغراق آمیز بنظر بیاد، دختر خوشگلم

♪ But I promise ♪
♪ Mama’s gonna be alright
ولی قول میدم، مامان قراره حالش خوب شه

♪ ♪ And if you ask me to ♪
و اگه از من بپرسی

♪ Daddy’s gonna buy you a mocking bird ♪
بابایی قراره برات یه “مرغ مقلد” بخره
نوعی پرنده بومی آمریکایی که ازش)
(داستانهای شب بچگونه ای برای بچه ها هم میگن

♪ I’ma give you the world ♪
قراره کل دنیا رو بهت بدم

♪ I’ma buy a diamond ring for you ♪
قراره برات یه حلقه الماس بخرم

♪ I’ma sing for you ♪
قراره برات بخونم

♪ I’ll do anything for
you to see you smile ♪
هرکاری برات میکنم تا ببینم لبخند میزنی

♪ And if the mockingbird don’t
sing and the ring don’t shine ♪
و اگه اون مرغ مقلد آهنگ نخونه و
حلقه ندرخشه

♪ I’ma break that birdy’s neck ♪
گردن اون مرغ رو میشکونم

♪ I’ll go back to the
jeweler who sold it to ya ♪
و میرم پیش اون جواهرفروشی
که حلقه رو بهت فروخته

♪ And make him eat every karat ♪
و کاری میکنم که تموم قیراط هاشو بخوره

♪ Don’t fuck wit dad ♪
با بابا در نیفت


⚠️ رعایت حق کپی رایت (ترجمه و زیرنویس) نشان دهنده درک و شعور شماست ! ⚠️

0/5 (0 نظر)
کامنت ها